در68ثانیه به ارزوی خود برسید

 

بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند.

اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.

اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.

68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد!؟

خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟

بسیار عالی است! امتحان کنید.

خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.

ایده‌ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ...

ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.

ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط 68 ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.

بدون اینکه 68 ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.
آرزو

هر ساعت 60 دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این 1440 دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم 68 ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!

به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند 68 ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟!

فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد.

پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.

فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.

باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و 68 ثانیه آن را مهار کنیم.

68 ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.

68 ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.

68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.

کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم.

اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.

68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.

آن وقت می بینی که می توانی ...

تست شخصیت شناسی

اسپنسر می نویسد: “اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه  ، سخت و دشوار است ، لیکن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افکار و شخصیت افراد  را به دست می دهد”.

پیشنهاد می کنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را کشیدید ، آنها را دور نیندازید . می توانید نقاشی هایتان را با نمونه های زیر مقایسه کنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید .

 

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

 عکس   شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

ادامه نوشته

داشتن عادات غذایی صحیح و توجه به زمان خوابیدن و استراحت برای حفظ سلامت بدن مهم است تا بتواند مواد مغذی را جذب و مواد زائد را دفع کند.

 برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشیم. به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد:

 ساعت 9 تا 11 شب:

زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود.

در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید.

 ساعت 11 تا 1 شب:

عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید.

 ساعت 1 تا 3 نیمه شب:

عملیات سم زدایی در کیسه صفرا ، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود.

 ساعت 3 تا 5 صبح:

عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد. بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند.

 ساعت 5 تا 7 صبح:

این عملیات در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید.

 ساعت 7 تا 9 صبح:

جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید. افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند.

 

کسانی که می خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترین ساعت صرف صبحانه برای آنها، ساعت 7 و 30 دقیقه می باشد و کسانی که اصلا صبحانه نمی خورند، بهتر است عادت خود را تغییر دهند و در ساعت 9 تا 10 صبح صبحانه بخورند.

دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند.

از نصفه های شب تا ساعت 4 صبح، مغز استخوان عملیات خون سازی را انجام می دهد.

در ایام تعطیل، بسیاری افراد تا دیر وقت بیدار می مانند و بعد از اتمام تعطیلات، با خستگی به سر کار می روند، چون اعمال بدنشان دچار سردرگمی شده است و نمی داند چه باید انجام دهد.

پس همیشه، زود بخوابید و خواب آرامی داشته باشید . :301:

مغزشطرنج بازان حرفه ای چه تفاوتی بامغز دیگران دارد


مغز شطرنج‌بازان حرفه‌ای چه تفاوتی با مغز دیگران دارد؟


وقتی افراد سال‌های طولانی شطرنج بازی می‌کنند، قسمت‌هایی از مغزشان با هم مرتبط می‌شود تا بتوانند به طور خودکار وضعیت بازی را با نگاه به صفحه شطرنج تشخیص بدهند و به طور شهودی حرکت بعدی را انتخاب کنند.
به طور کل می‌توان بازیکنان شطرنج را به دو دسته تقسیم کرد: حرفه‌ای‌ها و آماتورها. تفاوت بین آن‌ها هم یک ریشه اصلی دارد:‌ تمرین و تجربه طی زمانی طولانی. اما این تمرین و تجربه چه تاثیری دارد که از یک آماتور،‌ یک فرد حرفه‌ای می‌سازد؟ محققین جواب این سوال را به تازگی پیدا کرده‌اند. آن‌ها می‌گویند حرفه‌ای‌ها طی سال‌ها تمرین به مغزشان یاد می‌دهند که به نحوی متفاوت عمل کند.

محققین ژاپنی با تصویربرداری ام.آر.آی از مغز بازیکنان حرفه‌ای و آماتور بازی شاگی (که همان شطرنج ژاپنی‌ها است)، فعالیت مغزی آن‌ها را در برابر الگوهای مختلف چیدمان صفحه شاگی بررسی کردند. آن‌ها از افراد می‌خواستند که در برابر هر چیدمان، به حرکت بعدی خود عمیقا فکر کنند.
نتایج این مطالعه نشان داد که وقتی افراد حرفه‌ای به صفحه بازی نگاه می‌کنند، مناطقی از لوب آهیانه مغزشان که با تصاویر دیداری و حافظه اپیزودیک مرتبط است،‌ فعال می‌شود. همچنین وقتی این افراد تحت فشار قرار می‌گرفتند تا حرکت بعدی بازی را سریع انتخاب کنند، منطقه دیگری از مغزشان به نام هسته دمی فعال می‌شود. هسته دمی قسمتی از مغز است که با فعالیت‌های معطوف به هدف فرد ارتباط دارد.
به گفته محققین، در مغز بازیکنان آماتور شطرنج چنین الگوی فعالیتی دیده نمی‌شود. آن‌ها بر این باورند که افرادی که سال‌ها شطرنج بازی می‌کنند، مداری را بین این دو قسمت از مغز خود تکمیل می‌کنند که به آن‌ها کمک می‌کند به سرعت حالت بازی را تشخیص بدهند و گام بعدی را انتخاب کنند.
در واقع با این تغییر در فعالیت مغزی، آن‌ها می‌توانند به نحوی شهودی، هدف‌گرایانه و البته با استفاده از روش تشخیص الگو، با سرعتی بالاتر و بدون نیاز به هیچ جستجوی هشیارانه‌ای در مغز،‌ بازی کنند. در واقع این شهود نتیجه سال‌ها تمرین آن‌ها است و ربطی به الهام شدن ندارد که پدیده‌ای غیرقابل پیش‌بینی و بسیار نادر است.
بدین ترتیب،‌ وقتی یک بازیکن حرفه‌ای به صفحه شطرنج نگاه می‌کند، قسمت‌هایی از مغزش با هم مرتبط می‌شوند تا به طور خودکار وضعیت بازی را شناسایی کند و باز هم به طور خودکار، حرکت بعدی را انتخاب کند. متاسفانه اگر شما هم از افراد آماتور در بازی شطرنج هستید، چنین رابطه‌ای در مغزتان وجود ندارد،‌ دست‌کم نه تا زمانی طولانی!

14 واقعیت شگفت انگیز درمورد بدن انسان


 

1- سلول مغز یک انسان می‌تواند ۵ برابر اطلاعاتی که ویکی‌پدیا دارد را در خود نگهداری کند.
2- بدن‌تان به اندازه‌ای گرما در عرض ۳۰ دقیقه تولید می‌کند که با آن می‌شود نیم گالون آب را جوشاند. 
3- مغز به همان میزان از انرژی که یک چراغ برق ۱۰ وات استفاده می‌کند، بهره می‌جوید.
 
ادامه نوشته

11 واقعیت شگفت انگیز درمورد عطسه

عطسه با چه سرعتی حرکت می‌کند؟ آیا رابطه جنسی و نور‌ آفتاب عطسه می‌آورد؟

سامان معمولاً نه فقط یکبار، نه دوبار، بلکه سه بار پشت سر هم عطسه می کند. به محض اینکه وارد اتومبیل می‌شود، اگر هوای بیرون آفتابی باشد عطسه‌اش می‌‌‌گیرد. پدرش هم همینطور است. وقتی یک آدامس نعنایی دهانش می‌اندازد هم وضع همینطور است.

سامان که 30 سال دارد، تنها کسی نیست که این وضع را دارد. خیلی‌ها در زمان‌های خاص عطسه‌شان می‌گیرد—مثلاً بعد از ورزش کردن، برداشتن ابرویشان، زیر نور آفتاب، یا حتی بعد از رابطه جنسی.

ادامه نوشته

فقط در ایران

 

ادامه نوشته

بیشتر بدانید


ادامه نوشته

تجلی اراده محکم واستوار یک جوان

بیماری Sacral agenesis یک نارسایی جسمی است که برای افراد معدودی روی می دهد ، بطوریکه نخاع آنها بطور کامل رشد نکرده و آنان پاهای خود را از دست می دهند.
Doug Forbis که او نیز پاهای خود را از کودکی از دست داده ، اما هیچگاه تسلیم نشده و با تلاش و پشتکار، زندگی شادی را برای خود ایجاد کرده است.
داگ که هم اکنون 24 سال سن دارد، قصد دارد در آینده، معلم کودکان معلول شود.

such_a_cheerful
ادامه نوشته

از زندگی چی فهمیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جواب های مردم به این سوال که از زندگیتون چی فهمیدین؟؟؟

 

 

 

ادامه نوشته

آنانکه همه چیز در نگاهشان بزرگ است خدا را از قلب خویش منها کرده اند

اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.

  • خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.
  • خودرا ارزان نفروشیم،درفروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!
  • وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.
  • یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.
  • ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.
  • خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد.
  • بیهوده گفته اندتنها «صداست» که میماند،تنها «خداست»که می ماند
  • شکسته های دلت را به بازارخدا ببر،خداخودبهای شکسته دلان است.
  • به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.
  • امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟
  •  وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.
  • آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.

نامه ای به پدر

این داستان هم تقدیم میکنم به علاقمندان به داستان های رومانتیک(:

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John

پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.

پیله ابریشم

پيله ابريشم : روزي سوراخ کوچکي در يک پيله ظاهر شد . شخصي نشست و ساعتها تقلاي پروانه براي

بيرون آمدن از سوراخ کوچک پيله راتماشا کرد. ناگهان تقلاي پروانه متوقف شدو به نظر رسيد

که خسته شده و ديگر نمي تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه

کمک کندو با برش قيچي سوراخ پيله را گشاد کرد. پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما جثه

اش ضعيف و بالهايش چروکيده بودند. آن شخص به تماشاي پروانه ادامه داد . او انتظار داشت

پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محافظت کند اما چنين نشد . در واقع پروانه

ناچار شد همه عمر را روي زمين بخزد . و هرگز نتوانست با بالهايش پرواز کند . آن شخص

مهربان نفهميد که محدوديت پيله و تقلا براي خارج شدن از سوراخ ريز آن را خدا براي پروانه

قرار داده بود تا به آن وسيله مايعي از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پيله به او امکان

پرواز دهد . گاهي اوقات در زندگي فقط به تقلا نياز داريم. اگر خداوند مقرر ميکرد بدون هيچ

مشکلي زندگي کنيم فلج ميشديم - به اندازه کافي قوي نميشديم و هر گز نمي توانستيم

پرواز کنيم

معادله زندگی

معادله ۱
انسان = خواب + خوراک + کار + تفریح
الاغ = خواب + خوراک
پس
انسان = الاغ + کار + تفریح
و بنابراین
انسان - تفریح = الاغ + کار
بعبارت دیگر
انسانی که تفریح نداره = الاغیه که فقط کار می کنه
معادله ۲
مرد = خواب + خوراک + درآمد
الاغ = خواب + خوراک
پس
مرد = الاغ + درآمد
و بنابراین
مرد - درآمد = الاغ
بعبارت دیگر
مردی که درآمد ندارد = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه
معادله ۳
زن = خواب + خوراک + خرج پول
الاغ = خواب + خوراک
پس
زن = الاغ + خرج پول
و بنابراین
زن - خرج پول = الاغ
بعبارت دیگر
زنی که پول خرج نمی کنه = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه

نتیجه گیری:
از معادلات ۲و۳ داریم:
مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمی کند
پس:
فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند.
و
فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.

بنابرین داریم ...

مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول

و از فرضهای ۱و۲ نتیجه منطقی و اخلاقی میگیریم که:

مرد + زن = ۲ الاغی که با هم به خوشی زندگی می کنند

سنت خواستگاری در دوران مختلف

یک هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشکلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت.

پانصد سال پس از خلقت آدم: با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار طرف.بلند داد می زنی:هاکومبازانومبا (یعنی من موقع زنمه) بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن:از خودت غار داری؟دایناسور آخرین مدل داری؟بلدی کروکدیل شکار کنی؟خدمت جنگ علیه قبیله ادم خوارها رو انجام دادی؟
بعد عروس خانم که اون هم از این دامنای چین چینی پوشیده با ظرفی که از جمجمه سر بچه دایناسور ساخته شده برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.

دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم: انسان تازه کشاورزی را آموخته.وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین عمل می کنی با دیدن یه دختر متوجه میشی که باید ازدواج کنی.
برای همین با مقدار زیادی گندم به مزرعه پدر دختره میری .
اونجا از تو می پرسند:جز خوت که اومدی خواستگاری چند تا خر دیگه داری؟چند متر زمین داری؟چند تا خوشه گندم برداشت می کنی؟ آیا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده ای؟
بعد عروس خانم با کوزه چای وارد میشه و شما هم واسه اینکه نشون بدی خیلی هول شدید تمام کوزه رو روی سرتون خالی می کنید.

ده سال قبل: شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازی به این نتیجه می رسید که باید ازدواج کنید و از مادرتان می خواهید که دختری را برایتان انتخاب کند.در اینجا اصلا نیازی نیست که شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه کافی فرصت برای شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چای ریزون کماکان پا بر جاست.

هم اکنون: به دلیل پیشرفت تکنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهو مسنجر احتیاج دارید.البته از”ام اس ان” یا ”آی سی کیو”هم می توانید استفاده کنید ولی انها آیکنهای لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند . پس از نصب یاهو مسنجر به یک روم شلوغ رفته هر اسمی که به نظرتان زیباست ”اد” می کنید و با استفاده از آیکنهای مربوطه خواستگاری را انجام می دهید . البته یاهو قول داده که نسخه جدید دارای امکانات ازدواج و زندگی مشترک نیز باشد....

تماس های تلفنی یک دانشجو

ترم اول(ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه..راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

ترم 2(ترم عاشق شدگی):
آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم...امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم...

ترم 3(ترم افسردگی):
الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان من این زندگی رو نمی خوام.....

ترم 4(ترم زرنگ شدگی):
الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم.......
الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم.. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....

ترم5 (ترم مشروطه گی):
الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره بم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....قول میدم جبران کنم....

ترم 6(ترم ولخرجیدگی) :
الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!

ترم7 (ترم پاتوقیده گی):
سلام داش مصی! حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم. 3 صوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم.نوکرتم.آقایی

ترم8 (ترم فارغ التحصیلگی):
الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا....

فرق درس خوندن پسرا و دخترا

دخترها:
بعضی از اونا واقعاً می خونند وقتی میرن سر كتاب تا یكی دو ساعت دیگه كلشونو از كتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند
بعضی هاشون هم كه مثلا درس می خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روی كتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ...
یه عده ای هم هستند كه به بهونه اینكه مشكل دارن زنگ میزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یك ساعت و اندی به طوری كه اشك و دود تلفن در میاد برای هم قصه بی بی چساره تعریف می كنند.

و اما پسر ها:
یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد كه شب امتحانه ...
یه كم كه درس خوندند یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شوند
و به یه چیزی فكر می كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند میشند میرن استراحت می كنند بعد از یك ساعت استراحت دوباره میرند میشینند فكر می كنند . وقتی فكرشون تموم شد كتاب را ورق میزنند یه كم براندازش میكنند وزنش می كنند استخاره می كنند برای خودشون تقسیمش می كنند میگند تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت كنند . حین استراحت حسشون تموم میشه
حال ندارند برند بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا میشند میرند سر كتابشون.
همینجور كه می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فكر می كنند(لازم به ذكر است كه هیچ وقت در هیچ موقعیتی فكر نمی كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون میاد) بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده .دوباره میرنند درس بخونند این بار می خونند یه چیزایی هم یاد میگیرند ولی چیزایی كه یاد نمی گیرند را میذارند كه فردا از دوستاش بپرسند یه كم به معلمشون فحش میدند می گند اینارو درس نداده . خلاصه آخرش نمیرسند كتاب را تموم كنند فردا میرند میبینند كه دوستاشون یه چیزایی می گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم كه خونده بودند یادشون میره به همین سادگی.

سندجهنم

در قرون وسطا كشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود میكردند.
فرد دانایی كه از این نادانی مردم رنج میبرد  دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این كار احمقانه باز دارد تا اینكه فكری به سرش زد ..
به كلیسا رفت و به كشیش مسئول فروش بهشت گفت: قیمت جهنم چقدره؟
كشیش تعجب كرد و گفت: جهنم؟!
مرد دانا گفت بله جهنم.
كشیش بدون هیچ فكری گفت: 3 سكه.
مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت كرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.
كشیش روی كاغذ پاره  ای نوشت: سند جهنم!
مرد با خوشحالی آن را گرفت و از كلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد: من تمام جهنم را خریدم این هم سند آن است؛ دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ كس را داخل جهنم راه نمیدهم .





بعضی ها اینجوری هستند ، بعضی ها اون جوری ، تو چه جوری !؟

http://www.radsms.com//image/image_post/matalebe-jaleb/matalebe-khandani.jpg

بعضی‌ها شعرشان سپید است، دلشان سیاه،
بعضی‌ها شعرشان کهنه است، فکرشان نو،
بعضی‌ها شعرشان نو است، فکرشان کهنه،
بعضی‌ها یک عمر زندگی می‌کنند برای رسیدن به زندگی،
بعضی‌ها زمین‌ها را از خدا مجانی می‌گیرند و به بندگان خدا گران می‌فروشند.
بعضی‌ها حمال کتابند،
بعضی‌ها بقال کتابند،
بعضی‌ها انباردارکتابند،
بعضی‌ها کلکسیونر کتابند
بعضی‌ها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به کیفشان و بعضی به کارشان،
بعضی‌ها اصلا‏ قیمتی ندارند،
بعضی‌ها به درد آلبوم می‌خورند،
بعضی‌ها را باید قاب گرفت،
بعضی‌ها را باید بایگانی کرد،
بعضی‌ها را باید به آب انداخت،
بعضی‌ها هزار لایه دارند

ادامه نوشته


...

چگونه خودمان را بروز کنيم !!! ( طنز )

شعر طنز در مورد مردان  و زنان..................این بار هردوشو گفتم نامردی نشه

ادامه نوشته

مرد از دیدگاه علم شیمی (طنز)


این عنصر اکثرا در طبیعت به صورت آزاد و علاف یافت میشود! ارزان بودن این عنصر به درصد فراوانی زیاد آن برمیگردد.این عنصر گاهی به صورت یک ترکیب با ماده ای چون سولفید حسادت و سولفات روی (از نوع سنگ پای یافت شده در معادن قزوین) در خیابان یافت می گردد.این عنصر به علت واکنش پذیری زیاد همواره باید زیر نظر نگهداری شود .
برای تهیه این عنصر باید واکنشهای شیمیایی پیچیده ای را متحمل شد ! ابتدا مقداری اکسید اسکناس و نیترات زوریم شش ظرفیتی را در مقداری سنگ پای قزوین حل کرده و پس از مدتی گاز ادعا و سولفور قپی از آن متصاعد میشود در نتیجه به صورت رسوب روی دیواره ی سنگ پا باقی میماند .
البته از دمپایی و وردنه هم میتوان به عنوان کاتالیزور استفاده کرد.

ادامه نوشته

تصاویر طنز ورزشی

تصاویر طنز ورزشی

ادامه نوشته

۱۰ چیز که باعث خرابی مغز می شود

۱۰ چیز که باعث خرابی مغز می شود

1.نخوردن صبحانه

 

ادامه نوشته

پیشنهاد ساده برای پیشگیری وکاهش گودی کمری

چند پیشنهاد ساده برای پیشگیری وکاهش گودی کمری

 در زمان نشستن، کف پا را صاف بر روی زمین قرار دهید، صندلی خود را تنظیم کنید و در صورت نیاز از یک بالشتک کوچک برای پُر کردن فضای خالی پشت کمرتان استفاده کنید.

* وقتی ایستاده اید، یک پا را مستقیم روی زمین و دیگری را روی یک پله، چهار پایه و یا هر چیز مشابه، در سطحی کمی بالاتر از پای دیگر قرار دهید. این کار حمایت کمرتان را افزایش خواهد داد.

* بهترین حالت برای خوابیدن، وضعیت صورت و شکم رو به بالا است، در حالی که بالشی زیر زانوها قرار گیرد، اما در صورتی که تمایل دارید بر روی شکم بخوابید حتما بالشی زیر شکم خود قرار دهید.

* توجه داشته باشید که پوشیدن کفش های پاشنه بلند موجب افزایش گودی کمرتان خواهند شد.

* از تقویت عضلات شکم، باسن و کمر غافل نباشید. 

ادامه نوشته

۱داستان جالب در ادامه مطلب گذاشتم یه دیدی بزنی ضرر نمیکنی

ادامه نوشته

سلام به تمام دوستای گلم چندتا انیمیشن جالب گذاشتم امیدوارم  براتون جالب باشه واز دیدنش لذت ببرین

ادامه نوشته

تصاویری از افتتاحیه بازبهای آسیایی 2010 چین

SALIJOON

ادامه نوشته

چه خندون چه گریون داره میگذره دنیا*خودتُ نرنجون بکامت باشه دنیا

نظرات جمعی از دانشجویان ساکن در یک خوابگاه دانشجویی در مورد سوسک :
دانشجوی حقوق : با اینکه همیشه شاهد اعمال دانشجویان است ولی هیچوقت و در هیچ دادگاهی علیه آنان شهادت نمی دهد !
دانشجوی جغرافیا : مکان ، آب و هوا و شرایط محیطی در او تاثیری ندارد چون او همه جا هست !
دانشجوی مهندسی : شجاعتش برایم قابل تحسین است چون ماکت هر پل یا ساختمانی را که می سازم بدون توجه به احتمال تخریب آن ، به رویش می رود و افتتاحش می کند !
دانشجوی پزشکی : تنها موجودی است که از تیغ تشریح من هراسی ندارد و به طرفم می آید تا با فدا کردن جانش موجب پیشرفت علم پزشکی شود !
دانشجوی مدیریت : با آن جثه کوچک ، آنچنان خانواده پر جمعیتش را مدیریت و اداره می کند که انگار مدیر بودن باید در خون هر کس باشد و درس خواندن بی فایده است !
دانشجوی زبان و ادبیات فارسی : او هیچوقت حرفی نمی زند ولی با سکوتش هزاران حرف را به من می آموزد !
دانشجوی روانشناسی : درون گرا ، خجالتی ، کم حرف ، یک شخصیت منحصر به فرد !
دانشجوی علوم سیاسی : به هیچ دسته و گروهی وابسته نیست ، تک و تنها برای هدفش تلاش می کند !
دانشجوی برق : وقتی روشنایی و خاموشی در نحوه حرکت او بی تاثیر است من را متوجه نیرویی فراتر از برق می کند !
دانشجوی کامپیوتر : مغز کوچک او با آن همه ذخایر اطلاعاتی بسیار پیشرفته تر از فلش 32 گیگ است !
دانشجوی فیزیک هسته ای : زندگی در خوابگاه حق مسلم اوست !
دانشجوی تربیت بدنی : آنقدر عضلاتش نیرومند است که می تواند از دیوار راست هم بالا برود !
دانشجوی زبان شناسی : هیچکس زبانش را نمی فهمد !
دانشجوی علوم تربیتی : شیوه تربیتی او در تعلیم فرزندان بی شمارش برایم قابل احترام است چرا که تمام آن فرزندان بی چون و چرا ادامه دهنده راه او می باشند !
دانشجوی زمین شناسی : کاش می توانستم به مانند او به اعماق زمین بروم و ندیدنی ها را ببینم !
دانشجوی زبان انگلیسی : ! It is always silent
دانشجوی تاریخ : گذشت اعصار و قرون نتوانسته هیچ تاثیری در ظاهر و عقاید و شیوه زندگی او بگذارد !
دانشجوی فلسفه : همیشه فلسفه وجودی او برایم سوال بوده ولی مطمئنم که درپس خلقتش هدفی والا نهفته است !
دانشجوی هنر : هیچوقت منتظر نمی شود تا بتوانم پرتره اش را تمام کنم !
دانشجوی مکانیک : با الهام از او توانستم خودرویی بسازم که هم در آب و خشکی حرکت کند و هم بتواند از سطوح صاف و صیقلی بالا برود !
دانشجوی آمار : بدون شک از یک روش آماری قوی برای محاسبه تعداد فرزندانش بهره می برد !
دانشجوی اخلاق : آنقدر با مرام و پایبند به اخلاقیات است که تا به حال نگذاشته هیچکس اشک او را ببیند حتی زمانیکه فرزندش را جلوی چشمانش له می کنند !
دانشجوی علوم ارتباطات : تا او هست ، هیچکس تنها نیست

زندگی شطرنج دنیا و دل است    قصه پررنج صدها مشکل است   شاه دل کیش هوسها میشود

پای اسب آرزوها در گل است  فیل بخت ما عجب کج میرود    در سر ما بس خیالی باطل است

ما نسنجیده پی فرزین او      غافل از اینکه حریفی قابل است   مهره های عمر من نیمش برفت

مهره های او تمامش کامل است

سلام خدمت تمام دوستای گلم  خواستم بگم  شرمنده مطلب ورزشی خوب پیدا نکردم اما این مطلب ها چون به نظرم واقعا جالب بود گذاشتم همه بخوننو ازش توی زندگی استفاده کنن واسه همتون ارزوی موفقیت روزافزون دارم واسه صندلی داغ بعدی یکی ازدخترا باید داوطلب بشه هرکی مایله یاعلی